تبليغاتX
English Is One Part Of Life
 

سلام دوستای گلم

من تا بعد از تعطیلات نیستم برای همین نمیتونم وبلاگ رو آپ کنم

پس از الان سال نو مبــــــــــــــارک

 

 

 

 

 

 

 

درس پنجم: I do/work/like etc. ( Present simple)   حال ساده  

 

 

این درس در مورد حال ساده هستش، و در اون فعل به صورت ساده میاید فقط فعل های که با he/she/it   می ایند s  سوم شخص میگیرند.

 

They read/ he likes/ I work.

 

I/we/you/they       read   like     work      live     watch       do    have

 He/she/it            reads   likes   works    lives   watches    does    has

 

S سوم شخص   =  he goes      third singular ( S )  =

S  جمع   =   =   teachers  plural ( S )

S  مالکیت =  Ali's bag  possessive ( S )

 

S   سوم شخص، شخص فعل را نشان میدهد

S جمع برای جمع بستن چیزی به کار میرود ( برای اسم های  قابل شمارش = countable noun)

S مالکیت= وقتی میخواهیم مالکیت چیزی را بیان کنیم از این S) ) استفاده میکنیم و به بعد اسمی که داریم ( یا همان چیزی که مالک است  ) یک 's   اضافه میکنیم . ('s == apostrophe s ) مانند مثال بالا.

 

نکته: برای اضافه کردن s  به افعال  باید دقت داشته باشید و نکته های زیر را رعایت کنید:

 

افعالی که اخر آنها به ( s ) و ( sh)   و  ( ch )   ختم میشود  به جای ( s ) خالی ( es ) میگیرند مانند :

 

Pass = passes          finish = finishes         watch = watches

 

 

افعالی که اخر انها به ( Y )   میرسد باید Y   انها حذف شود و به صورت ( ies )  نوشته شوند.

 

Study = studies       try = tries

 

و همچنین  do = does    و  go =  goes   میشوند.

بقیه ی افعال به صورت عادی یعنی فقط همراه با یک ( s )  نوشته میشوند.

 

e.g.

 

من درفروشگاه کار میکنم.   I work in a shop

لیندا در لندن زندگی می کند. Linda lives in London.

 

 

حالا نوبت افعال کمکی (auxiliary verb )   هستش این افعال کمکی که امروز میخوام بگم Have   و has هستند. در واقع معنی داشتن معنی میدهد، مثلا من یک کتاب دارم.

Have  برای I/we/you/they   استفاده میشود و has  برای ضمیر های he/she/it  استفاده میشود و گذشته ی ان ها نیز  had میباشد.

 

پیتر یک رستوران دارد.  Peter has a restaurant.    

ما امروز کلاس داریم. We have class today.

 

حال ساده را برای چیز های حقیقی و یا چیزهایی که بعضی اوقات و یا همیشه اتفاق می افتند استفاده میکنیم.

 

 

من شهر های بزرگ را دوست دارم.  I like big cities. 

  فروشگاه ساعت 9 باز میشوند و ساعت 5:30 بسته میشوند. The shop open at 9 o'clock and close at 5:30

 

 

قید ها همرا با حال ساده: ما میتوانیم قید ها ( adv ) را در جمله های حال ساده به کار ببریم.

                                            هرگز  =   Never

بعضی اوقات = Sometimes

معمولا = Usually

بیشتر اوقات = Often

همیشه = Always

 

e.g.

 

I usually go to work by car but sometimes I walk.

من معمولا با ماشین به سر کارم میروم اما بعضی اوقات پیاده میروم.

 

آوریل هیچ وقت صبحانه نمیخورد. Avril never eats breakfast.

 

اگر به مثال ها توجه کرده باشید متوجه میشوید که این قید ها بعد از نهاد و قبل از فعل می ایند یعنی نمیتوانیم بگویم         I go usually    این جمله 100% غلط است.

 

 

 

 

 

اینم تکست اهنگ Aicha  و خوانندش هم Outlandish

 

 

 

So sweet, so beautiful

بسيار شيرين ، بسيار زيبا

Everyday like a queen on her throne

هر روز ماننده ملکه اي بر تختش

Don't nobody knows how she feels

کسي نمي داند او چه احساسي دارد

Aicha, Lady one day it will be real

عايشه، بانو، روزي حقيقت آشکار خواهد شد

She moves, she moves like a breeze

او مانند نسيمي قدم بر مي دارد

I swear I can't get her out of my dreams

قسم مي خورم که نمي توانم او را از روياهايم بيرون کنم

To have her shining here by my side

I'd sacrifice all them tears in my eyes

اشکهايش را در چشمانم قرباني خواهم کرد(از بين مي برم) تا حضور نوراني او را در کنارم داشته باشم

 

 

 

Aicha Aicha - passing me by (there she goes again)

عايشه .. مرا پشت سر گذاشت

Aicha Aicha - my my my (is it really real)

Aicha Aicha - smile for me now

عايشه .. براي من لبخند بزن

Aicha Aicha - in my life

عايشه عايشه ... در زندگي من

 

 

She holds her child to her heart

او کودکش را در آغوش مي گيرد

Makes her feel like she is blessed from above

گويي او از آسمانها آمده

Falls asleep underneath her sweet tears

با اشکهايش به خواب مي رود

Her lullaby fades away with his fears

لالايي او ترس کودکش را محو مي کند

 

 

She needs somebody to lean on

او به کسي نياز دارد تا کمکش کند

Someone body, mind & soul

به جسم و ذهن و روح کسي نياز دارد

To take her hand, to take her world

تا دستانش را بگيرد و دنياي او بشود

And show her the time of her life, so true

و زندگي واقعي اش را به او نشان بدهد

Throw the pain away for good

دردهاي او را دور بريزد

No more contemplating boo

 

 

Lord knows the way she feels

خدا مي داند او چه احساسي دارد

Everyday in his name she begins

او هر روز خود را با نام خدا آغاز مي کند

To have her shining here by my side

I'd sacrifice all them tears in my eyes

 

+ پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 12:50 Written By: Gia |